تبليغاتX
قاطی پاتی
قاطی پاتی    
موزیک.عکس.مطالب خواندنی    

منوي اصلي
صفحه اصلی
ايميل به مدير
آرشیو وبلاگ
آدرس Rss



موضوعات
عکس
طنز ورزشی
پسرانه
دخترانه
جک و اس ام اس
بیوگرافی
مطالب خواندنی
اهنگ
مصاحبه
مطالب طنز


آرشيو وبلاگ
87/06/01 - 87/06/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31


آمار بازديد
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :

تبليغات

جای تبلیغات شما

شبهای قدر

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 التماس دعا



[+] نوشته شده در 87/06/31 توسط حسین |

اب مایه حیاط است

این روزا هرجا که میریم و هر روزنامه ایی که میخونیم و هر برنامه ی تلوزیونی رو که میبینیم بهمون میگن که آقا در مصرف آب صرفه جویی کنید.اقا اب نخور..آقا حموم نرو..و و و.. منم در همین راستا چند روش جهت صرفه جویی در مصرف آب رو پیشنهاد میکنم. پس شما هم بخونید و عمل کنید  ...

 

  از این به بعد ماهی یه بار میرید حموم اونم فقط  در حد یه دوش گرفتن ساده. اصلا چه لزومی داره که هرروز برید حموم ؟ آبتونو که از سر راه نیاوردید که الکی بخواید با این کارا حرومش کنید. خوب حالا واسه اینکه شما کمتر برید حموم من چندتا نکته رو بهتون میگم که باید از انجام دادنشون بپرهیزید. از این به بعد هرکاری که عرق شما رو در بیاره کنار میذارید. ورزش کردن رو میذارید کنار، سعی کنید که خیلی هیجان زده نشید، نرقصید، چیزای سنگین ور ندارید، کارای خونه رو انجام ندید,,,.خوب تا همین جا کافیه و....

 

نتیجه گیری اخلاقی : افسردگی شدید جامعه رو فرا میگیره

 

 

2) از این به بعد هر ۲۴ ساعت فقط یه نصف لیوان آب میخورید. اینجوری گلاب به روتون دسشویی رفتنتونم کمتر میشه و در حقیقت با یه تیر دو نشون زدید ! بابا خدا آب دهان رو واسه یه همچین روزایی آفریده دیگه ! هروقت تشنه تون شد آب دهنتونو قورت بدید و هزار بار خدا رو به خاطر این نعمتش شکر کنید. مسواک زدن اکیدا ممنوع (حتی شما دوست عزیز)

 

نتیجه گیری اخلاقی : بیشتر به خدا نزدیک میشیم

 

 

3)  از این به بعد کسی حق رفتن به دسشویی خونشو نداره ، پس کوچه رو واسه چی درست کردن ؟ واسه همچین مواقعی که اگه گلاب به روتون کسی کار واجبی داشت بره یه گوشه بشینه و... اون سنگ و کلوخ های کوچه بالاخره باید یه روزی ازشون استفاده کرد. واسه جامعه ی مگسیت(مگس) هم خوبه آ !

 

نتیجه گیری اخلاقی: کثافت جامعه رو در برمیگیره

 

نتیجه گیری مهم: در این مواقع(مواقعی که به کوچه میرید) حتما یکی از فامیلای درجه اولتونو با خودتون ببرید ! واسه اینکه اون نگهبانی بده تا کسی دزدکی شما رو نگاه نکنه، بعدشم احتمال داره که فیلم حریم خصوصیتون پخش بشه. نگید نگفتی.

 

نتیجه گیری مودبانه: اگه روش سه رو یه کم غیر مودبانه نوشتم شما به روی خودتون نیارید و به خوندنتون ادامه بدید. موقع خوندن سوت هم بزنی بد نیست

 

 

 

5) از این به بعد یه سری کارای بیهوده رو کنار بذارید. مثل شستن میوه و سبزیجات، شستن لباس، شستن ظرف، شستن دست و صورت و... شما میتونید از لباسا و ظرفای یکبار مصرف استفاده کنید. میوه و سبزی هم خیلی مهم نیست که شسته بشن یا نه، آبمون مهم تره تا سلامتی مون.

 

نتیجه گیری بهداشتی: دوباره وبا تو کشور شایع میشه

 

 نتیجه گیری منطقی: میوه و سبزی نخورید به نفعتونه. از خیر خوردن میوه و سبزی بگذرید

 

 

خوب این آخرین روشه. این روش ربطی به صرفه جویی در مصرف آب نداره ولی میتونه آب کشور رو به مقدار چشم گیری افزایش بده. میرید یه وضوی درست حسابی میگرید بعدش میرید یه دو رکعت نماز بارون میخونید. انقد خدا رو التماس میکنید که بالاخره بارون بباره. اگه این کار رو بکنید من خودم بهتون قول میدم که سیل هم بیاد چه برسه به بارون ! فقط خواهشا با جون و دل نمازه رو بخونید

 

 نتیجه گیری اخلاقی:  ایضا به خدا بیشتر نزدیک میشیم و رابطه مون با خدا بهتر میشه

 

 



[+] نوشته شده در 87/03/04 توسط حسین |

تعویض قالب

سلام الیکوم بچه های باحال....

قالب عوض کردم....به نظرتون خوبه

 



[+] نوشته شده در 87/03/02 توسط حسین |

کی همسر میخواد

از اونجایی که آمار تیریپ LOVE این روزها افزایش غیر قابل انتظاری خصوصا در بین مارشالیها (نمونه بارز : مهدی رضایی!) پیدا کرده من پیشدستی کردم و کار همه رو راحت کردم

یک فرمی برای آقایون و خانمهای عزیز برای همسر یابی آماده شده که میتونید این رو پر کنید و به دفتر ازدواج و طلاق محل خود بفرستید ... قطعا جواب بهتری خواهید گرفت

 

فقط توجه داشته باشید که :

کیس تحویل شده پس گرفته نمی شود.

 

 

مشخصات متقاضی مرد:  

  

سن:             قد:             وزن:         

 

تریپ: مامانم اینا             چی داداش؟!

 

 

میزان تحصیلات: 

لیسانس و بالاتر       کاردانی        دیپلم           سیکل            عشخ از صوات مهمتره (محل اثر انگشت)

 

 

وضعيت اعتياد:

ندارم              به خدا پاك پاكم شركار

 

 

وضعیت اشتغال:

     شاغل                 قراره برم سرکار   

     قراره برم سربازی بعد برم سرکار                قرار درس بخونم بعد برم سربازی بعد برم سرکار

 

 

همسر آینده ی خود را چگونه صدا می زنید؟  

     عسلم        عزیزم          عیال          مادر بچه ها          منزل  

 

 

در مواقع بروز اختلاف نظر چه می کنید؟

 از حق خودم می گذرم                  سعی می کنم با گفتگو متقاعدش کنم که اشتباه می کند

 با کمربند متقاعدش می کنم که اشتباه می کند

 

 

چه زنی زن ایده آل شما است؟

 پدرش پولدار باشه         مادرش به رحمت ايزدی رفته باشه           موارد اول و دوم

 

 

مشخصات متقاضی زن :

 

سن :             قد با پاشنه بلند:             بی پاشنه بلند:         وزن قبل از رژیم:           بعد از رژیم:

 

 

طول بینی قبل از عمل: cm........  بعد ازعمل:cm......

 

 

رنگ مورد علاقه:

 مشکی        قرمز           سورمه ای        آلو پلنگی        گل با قالی راه راه

 

 

آیا هرگز به همسرتان دروغ خواهید گفت؟

 بله      البته         حتماً        چرا که نه

 

 

اگر همسرتان دیر به منزل بیاید به او چه خواهید گفت ؟

 نگرانت شدم عزیزم               کجا بودی عزیزم

برو همون جایی که تا حالا بودی عزیزم                    مرتیکه [....] بازم رفتی دنبال [....]

 

 

همسر خود را چگونه صدا خواهید زد؟

....اَم امثال: فریبرزم            ..... جون (مثال: اشکان جون)

....آقا (مثال: اکبر آقا)              .....خان (مثال: صفدر خان)

 

 

در مورد همسر آینده کدام مورد برای شما قابل قبول است؟

فقیر باشه ولی عاشق باشه         بی پول باشه ولی مرد زندگی باشه   

کچل باشه ولی زانتیا داشته باشه

 



[+] نوشته شده در 87/03/01 توسط حسین |

سادیسمی کردن شوهر

راههایی برای سادیسمی کردن شوهر !!!

بانوان بخوانند !!!

 

 

. دائما به شوهرتان بگوييد : ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي !

 

. غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد و قبل از اينکه به غذا لب بزند بگوييد : اينقدر بدم مياد از مردايي که از غذاي زنشون ايراد مي گيرن !

 

. هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد : اِ ، باغچه همسايه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا کنديشون ؟!

 

. هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ، به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد : هوووووووووووووووووق !

 

. هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ، به او محل نگذاريد و برويد توي اتاقتان روزنامه بخوانيد !

 

هر وقت ديديد شوهرتان مشغول تماشاي مسابقه فوتبال مي باشد ، به بهانه تماشاي عمو پورنگ ، سريع کانال را عوض نماييد !

 

دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانايي هاي مردان ديگر تعريف کنيد !

 

براي تولد شوهرتان ، مسواک وخمير دندان کادو بگيريد و بگوييد که عزيزم اميدوارم صد سال زنده باشي و ديگه هيچوقت دهنت بوي گند نده !

 

اگه شوهرتان با کلي قرض و قوله و وام گرفتن ، براي کادوي تولدتان يک عدد پژو 206 آلبالويي خريد ، با دلخوري بگوييد : اگه با خواستگار قبليم ازدواج مي کردم حتما برام يه ماکسيما مي خريد !

 

هر وقت ديديد که شوهرتان با خيال راحت خوابيده است ، براي ضد حال زدن به او بگوييد : عزيزم ميدوني اگه الان مهريم رو مطالبه کنم بايد بري گوشه زندان بخوابي ؟!

 

هر 5 دقيقه يکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنيد و بگوييد : عزيزم فقط مي خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نيست و حواست جمع کارته !

 

هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد : عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود که در يک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !

 

از همسرتان معناي عشق را بپرسيد و بعد از اينکه 2 ساعت عشق را تفسير کرد و برايتان داستان هاي عشقي تعريف کرد ، به او بگوييد : ابله ! عشق يه چيزي مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !

 

هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت و از شما خواست که پيش خودتان بماند و به کسي نگوييد ، سعي کنيد ، کسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند که اين راز به گوشش نرسد !

 

و هر وقت به دليل عمل به توصيه هاي بالا ، شوهرتان تصميم به طلاق دادن شما گرفت ، با توجه به قحطي شوهر در جامعه ، با چشماني پر از اشک به او بگوييد : منو ببخش عزيزم. و بعد از اينکه کاملا خر شد ، عمل به توصيه هاي بالا را از نو تکرار نماييد !!!

 



[+] نوشته شده در 87/03/01 توسط حسین |

فراموشی

چی می خواستم بگم؟ واسه آدم که هوش و حواس نمی مونه ... آها ... یادم اومد جریان اینه که من دو سه ساله که حافظه مو از دست دادم و از رجال قوم هم فراموشکار تر شدم. مثلا سه سال پیش تصمیم گرفتم زن بگیرم والده و مالده رو راه انداختیم رفتیم یه دختر خانمی رو واسه همسری انتخاب کردیم چند روز بعد رفتیم محضر و عقد ازدواجو بستیم و قرار شد جمعه بعدش عروسی کنیم

ولی شاید باور نکنین که یادم رفت که شب جمعه باید عروسی کنم (قیافه دختره دیدنی بوده اون شب شما جاش بودین چیکار میکردین؟؟؟) و بخاطر همین خانواده عروس با دلخوری تموم از دست من شاکی شدنو طلاق دخترشونو گرفتن و نصف مهریه شو هم پرداختیم.

از اون به بعد من تصمیم گرفتم که هر طور شده دوایی چیزی گیر بیارم و خودمو از دست فراموشی نجات بدم. چهار سال تموم این تصمیم رو داشتم و هر روز صبح که از خونه بیرون می رفتم با خودم می گفتم : "امروز پیش دکتر می رم و نسخه فراموشی رو می گیرم" ولی شب که به خانه میومدم ، یادم میومد که یادم رفته برم دکتر.

آخرین راه نجاتو تو این دیدم که هر وقت یادم اومد به رفقا و دوستا و آشناها بگم که یادم بیارن تا روز هشتم مرداد ( البته درست یادم نیست شایدم پونزده تیر ماه ) برم دکتر و بالاخره هم با اینکه نصف رفقا یادشون رفته بود چندتاشون یادم آوردن و روز دوازدهم اردیبهشت ( تاریخ درستش فکر کنم همین باشه ) رفتم پیش دکتر.

یکی دو ساعت توی اتاق انتظار نشستیم و سر نوبت که شد وارد اتاق معاینه شدم... دکتر .... ( فعلا اسمش یادم نیست ) منو رو به روی خودش نشوند ( یا شایدم پهلوی خودش ، جاش درست یادم نمیاد ) پرسید :
چه مرضی داری ؟
یه خرده من و من کردم چون دردم یادم رفته بود.

دکتر گفت : رودرواسی نکن می خوای واسه ت دو سه تا پنی سیلین بنویسم ؟ نمی خواد خجالت بکشی ... وانگهی تو تنها نیستی ، صبح تا حالا سی چهل تا دیگه هم درد تو رو داشتن و اومدن اینجا و نسخه گرفتن. لباستو دربیار ببینم حاده یا مزمن !
لباسامو بیرون آوردم ، بدنمو دست کشید و گفت :
مزمنه ولی زیاد دیر نکردی
یادم اومد که دو سه ساله که مرض دیگه ای هم گرفتم ولی یادم رفته پیش دکتر برم.

بالاخره اون روز دکتر نسخه شو نوشت ولی من هر چی فکر کردم یادم نمیاد که چرا پیش دکتر رفته بودم. حق ویزیتو دادم و از مطب دکتر بیرون اومدم. دو سه روز بعد یادم اومد که یادم رفته نسخه رو از دکتر بگیرم. به خاطر سپردم که فردا صبح برمو نسخه رو بگیرم ولی درد این بود که اسم و آدرس دکترو فراموش کرده بودم.
شیش ماه از این قضیه گذشت ( شایدم دو سال گذشت تاریخ دقیقش یادم نیست ، آخه آدم ضبط صوت نیست که همه چیزو بتونه به حافظه بسپاره. بعضیا چه توقعا دارن از آدم ) چند وقت پیش دست کردم تو جیبم دیدم یک پاکت پستی دستم اومد ، درش اوردم دیدم تاریخش مال نه ماه پیشه. یادم اومد که یه نامه فوری برای یکی از دوستام نوشتم ، ولی یادم رفته نامه هه رو پست کنم. این نامه منو یاد این انداخت که حافظه م ضعیفه. تصمیم گرفتم برم دکتر. اتفاقا اسم و آدرس دکتر حافظه یادم اومد. برای اینکه دیگه یادم نره ، کاغذ و خودکار ( شایدم ورق و مداد ) اوردم و یادداشت کردم. بعدش سریع تاکسی گرفتم و سوار شدم. گفت : کجا برم؟
هر چی فکر کردم یادم نیومد. تو جیبامو گشتم و کاغذ آدرسو پیدا کردم و به راننده دادم و گفتم : برو به این آدرس.
راننده تاکسی یکمی کاغذه رو زیر و رو کرد و گفت : آقا شرمنده... منم مثل شما بی سوادم.
کاغذو ازش گرفتم و پیاده شدم ( بعدا از خودم پرسیدم که چرا خودم آدرسو برایش نخواندم ولی اونموقه یادم رفته بود که سواد دارم ). تاکسی بعدیو سوار شدم و آدرسو براش خوندم. تاکسی راه افتاد و منو برد مطب دکتر حافظه. از تاکسی پیاده شدم و رفتم تو مطب. اتفاقا آقای دکتر سرش شلوغ بود و سه ساعت و خورده ای طول کشید تا نوبت من رسید. گفت : دوباره چته ؟ مگه نسخه اولی تاثیر نکرد ؟
گفتم : دفعه اوله که من پیش شما اومدم.
گفت : مگه تو همون نیستی که دیروز اومدی پیش منو نسخه گرفتی ؟
گفتم : واسه چی نسخه گرفتم ؟
گفت : واسه ضعف حافظه
تازه یادم اومد که دیروزم دکتر برام نسخه نوشته... جیبامو گشتم و نسخه شو پیدا کردم. با خجالت از مطبش بیرون آمدم که برم و دوای نسخه رو بگیرم. دیدم یه نفر صدام می زنه ، برگشتم دیدم راننده تاکسیه س که منو رسوند مطلب دکتر حافظه...
گفت : بی معرفت ? سه ساعته واسه پونزه زار منو اینجا کاشتی



[+] نوشته شده در 87/02/24 توسط حسین |

مطالب گذشته
شبهای قدر
اب مایه حیاط است
تعویض قالب
کی همسر میخواد
سادیسمی کردن شوهر
فراموشی
مقالات مهم درباره جهنم ...
توصیه های ایمنی را جدی بگیرید :(
سلام
تست هوش
اقایون خجالت بکشید
مهمترین سوالهای ایرانیها
25 مرگ عجیب
آخرين کلمات يک............
تست روانشناسی دخترها
با کاروان 6
اقایون خجالت بکشید
مسابقه 1 میلیون دلاری
شب یلدا
مهاجرت به كرات ديگر، آخرين راه حل
خبرنامه
با عضويت در خبرنامه از به روز شدن اين وبلاگ با خبر خواهيد شد . فقط كافيست ايميل خود را وارد كنيد .

جای کد خبرنامه


جستجو
براي جستجو در اين وبلاگ فقط كافيست كلمه مورد نظر خود را در فيلد زير وارد نماييد .





نظرسنجي
جای کد نظرسنجی


پیوندها
کوروش کبیر
نوکیا
دخترهای خوب
پوستر
مذهبی
صدای فاصله ها
فیلتر شکن
فقط پسرای +18 و دوستدار رپ
همه چیز
سیاه مشق
!!» E.L.E.W.Y «!!
بچه هاي شيطون
انتونیو
دفترچه خاطرات دختر مهربون
?AnTy Boy & GirL؟
عشق و تنهایی
off های جالب دوستان در یاهو مسنجر
عشق و طنز
يك وبلاگ مفت
عکس.مطالب طنز.اس ام اس و جوک های مریخی
اولین سایت هوادارن چلسی در ایران
ویالزفرش
ورود ممنوع ممنوع
گلبرگ خاطرات زندگی
TiTiSH
AX AX AX
به قول تو فقط خود خرم
دوستی و شعر و جوک ...
جادوگر قرون وسطی
فرافیلم
گالري قالب وبلاگ
نرم افزار و بازی موبایل
انجمن آموزشی و تفریحی



پیوندهای روزانه
دختران قرمز پرسپولیس
سیخونک
رایگان ها در رایگانت
من یک فرشته در لباس شیطان
تبلیغگاه
ایرکات
عشق سنجی
پیکسلز
تاتو
از همه جا
عکس دخترهای ایرانی
سایت رئیس جمهور
اصحاب نق
نی نی کوچولو
فال
آرشيو پيوند هاي روزانه

Template Design By : GHALEBKADEH